فرهنگ آریان‌پور

موفق نشدن

#۱۹۳٬۸۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن

۲

founder

از پا افتادن، لنگ شدن، فرو ریختن، غرق کردن (کشتى)، فرورفتن، برپا کننده، موسس، بنیان گذار، ریخته گر، قالبگیر