فرهنگ آریان‌پور

موفق شدن

#۱۹۳٬۸۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fay

(elf، fairy، faith) ـ نصب کردن، موفق شدن، شوخى توهین آمیز کردن، پاک کردن جن، پرى

۲

wow

(آمر، اسکاتلند) فریاد حاکى از خوشحالى و تعجب و حیرت، چیز جالب، موفق شدن

۳

arrive

وارد شدن، رسیدن، موفق شدن

۴

attain

دست یافتن، رسیدن، نائل شدن، موفق شدن، تمام کردن، به دست آوردن، به انتها رسیدن، زدن

۵

prosper

کامکار شدن، رونق یافتن، موفق شدن، کامیاب شدن، پیشرفت کردن

۶

succeed

کامیاب شدن، موفق شدن، نتیجه بخشیدن، بدنبال آمدن، به طور توالى قرار گرفتن

۷

batten

پروار کردن، چاق شدن، حاصل خیز شدن، نشو و نما کردن

۸

achieve

دست یافتن، انجام دادن، به انجام رسانیدن، رسیدن، نائل شدن به، تحصیل کردن، کسب موفقیت کردن، (حقوق) اطاعت کردن (در برابر دریافت تیول)

۹

prevail

چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن