فرهنگ آریانپور
موفق
#۱۹۳٬۸۸۵
hit
(past: hit ; past participle: hit) ـ زدن، خوردن، اصابت، موفقیت، ضربت، تصادف، نمایش یا فیلم پرمشترى، خوردن به، اصابت کردن به هدف زدن
upbeat
(موسیقى) ضربه غیر موکد مخصوصاً در پایان قطعه، خوش بین، موفق، شادمان، شادکام
lucrative
سودمند، پرمنفعت، نافع، موفق
prosperous
کامیاب، موفق، کامکار
successful
کامیاب، موفق، پیروز، نیک انجام، عاقبت به خیر
going
رفتن، پیشرفت، وضع زمین، مسیر، جریان، وضع جاده، زمین جاده، (معمارى) پهناى پله، گام، (م.ل.) عزیمت، مشى زندگى، رایج، عازم، جارى، معمول، موجود
palmy
نخلى، داراى نخل، برجسته، کامیاب welltodo
golden
طلایى، زرین، اعلا، درخشنده