فرهنگ آریان‌پور

موطن

#۱۹۳٬۸۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

matrix

ماتریس، زهدان، رحم، بچه دان، موطن، جاى پیدایش

۲

home

خانه، منزل، مرزوبوم، میهن، وطن، اقامت گاه، شهر، بخانه برگشتن، خانه دادن (به)، به طرف خانه

۳

soil

خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن

۴

country

کشور، دیار، بیرون شهر، دهات، ییلاق

۵

fatherland

وطن، کشور، میهن