فرهنگ آریان‌پور

موشکافانه

#۱۹۳٬۷۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

minute

دقیقه، دم، آن، لحظه، پیش نویس، مسوده، یادداشت، (به صورت جمع) گزارش وقایع، خلاصه مذاکرات، خلاصه ساختن، صورت جلسه نوشتن، پیش نویس کردن بسیار خرد، ریز، جزیى، کوچک

۲

delicate

ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس eagleeyed

۳

rigorous

شدید، سخت

۴

precisely

دقیق و مختصر کردن، مختصر و مفید، جامع، صریح، دقیق، معین

۵

scrupulous

محتاط، وسواسى، ناشى از وسواس یا دقت زیاد

۶

microscopic

وابسته به میکروسکپ، بسیار کوچک، ذره بینى

۷

meticulously

باریک بین، خیلى دقیق، وسواسى، ترسو، کمرو

۸

thoroughgoing

بسیار دقیق، تمام و کمال