فرهنگ آریان‌پور

مورد قبول

#۱۹۳٬۴۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

agreed

خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن

۲

standard

متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم standard taken

۳

classical

رده اى، کلاسیک، وابسته به ادبیات باستانى (یونان و روم)، پیرو سبک هاى باستانى received

۴

acceptable

پذیرا، پذیرفتنى، پسندیده، قابل قبول، مقبول، قابل پذیرش