فرهنگ آریانپور
مورد قبول
#۱۹۳٬۴۱۳
agreed
خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن
standard
متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم standard taken
classical
رده اى، کلاسیک، وابسته به ادبیات باستانى (یونان و روم)، پیرو سبک هاى باستانى received
acceptable
پذیرا، پذیرفتنى، پسندیده، قابل قبول، مقبول، قابل پذیرش