فرهنگ آریان‌پور

مورد دادرسی قرار دادن

#۱۹۳٬۳۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

try

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش