فرهنگ آریانپور
مورد توافق
#۱۹۳٬۳۵۹
agreed
خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن
accepted
پذیرفتن، قبول شدن، پسندیدن، قبول کردن
determinate
تعیین شده، محدود، مستقر شده، معلوم، معین