فرهنگ آریان‌پور

مورد توافق

#۱۹۳٬۳۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

agreed

خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن

۲

accepted

پذیرفتن، قبول شدن، پسندیدن، قبول کردن

۳

determinate

تعیین شده، محدود، مستقر شده، معلوم، معین