فرهنگ آریان‌پور

مورد تردید قرار دادن

#۱۹۳٬۳۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

impugn

رد کردن، اعتراض کردن (به)، تکذیب کردن، عیب جویى کردن، مورد اعتراض قرار دادن

۲

dispute

ستیزه، چون و چرا، مشاجره، نزاع، جدال کردن، مباحثه کردن، انکار کردن

۳

impeach

متهم کردن، به دادگاه جلب کردن، احضار نمودن، عیب گرفتن از، عیب جویى کردن، تردید کردن در، باز داشتن، مانع شدن، اعلام جرم کردن

۴

question

سوال، پرسش، استفهام، مسئله، موضوع، پرسیدن، تحقیق کردن، تردید کردن در

۵

discredit

بى اعتبارى، بدنامى، بى اعتبار ساختن