واژههای فارسی←مورثفرهنگ آریانپورمورث#۱۹۳٬۲۵۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱devisorکسى که به میل خویش چیزى را بدیگرى به ارث مى گذارد، مورثواژههای نزدیک در الفباموبه مو در حافظهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیز کردن ارد و غلاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر