فرهنگ آریانپور
مورب
#۱۹۳٬۲۴۸
oblique
مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه
diagonal
قطرى، مورب، اریب، دوگوشه، قاطع دو زاویه، قطر
cornerways
(cornerwise =) ـ به طور اریب، مورب، از گوشه
cornerwise
(cornerways =) ـ به طور اریب، مورب، از گوشه
crisscross
تقاطى، مورب، متقاطع، تقاطع کردن
catercornered
به طور مورب، کج
kitty corner
(cater corner =) ـ مورب، اریب
bevel
(oblique =) ـ گونیا، سطح اریب اریب کردن، اریب وار بریدن یا تراشیدن، رنده کردن
slant
کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن
skewed
کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب skew
slantwise
(slantways =) ـ یک ورى، به طور اریب
transverse
متقاطع، خط قاطع، (کالبد شکافى) عضله مستعرضه