فرهنگ آریان‌پور

مورب

#۱۹۳٬۲۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

oblique

مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه

۲

diagonal

قطرى، مورب، اریب، دوگوشه، قاطع دو زاویه، قطر

۳

cornerways

(cornerwise =) ـ به طور اریب، مورب، از گوشه

۴

cornerwise

(cornerways =) ـ به طور اریب، مورب، از گوشه

۵

crisscross

تقاطى، مورب، متقاطع، تقاطع کردن

۶

catercornered

به طور مورب، کج

۷

kitty corner

(cater corner =) ـ مورب، اریب

۸

bevel

(oblique =) ـ گونیا، سطح اریب اریب کردن، اریب وار بریدن یا تراشیدن، رنده کردن

۹

slant

کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن

۱۰

skewed

کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب skew

۱۱

slantwise

(slantways =) ـ یک ورى، به طور اریب

۱۲

transverse

متقاطع، خط قاطع، (کالبد شکافى) عضله مستعرضه