فرهنگ آریان‌پور

مودب

#۱۹۳٬۲۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

urbane

مودب، خلیق، مقرون به ادب، مودبانه

۲

debonair

مودب، متمدن، خوشرفتار، شاد

۳

mannerly

مودب، با تربیت

۴

housebroken

مودب، با ادب، حیوان تربیت شده

۵

nice

نازنین، دلپسند، خوب، دلپذیر، مطلوب، مودب، نجیب

۶

suave

فهمیده و با ادب، نرم، ملایم، مودب، خوش خوراک، شیک

۷

courtly

شایسته دربار، مودب، باوقار، به طرز چاپلوسانه

۸

decorous

آراسته، زینت دار، مودب

۹

courteous

با ادب، مودب، فروتن، مودبانه

۱۰

fair spoken

خوش بیان، مودب، ملایم

۱۱

civil

غیر نظامى، مدنى

۱۲

deferential

با حرمت، محترمانه، از روى احترام polite respectable wellbehaved wellmannered