فرهنگ آریان‌پور

اهن ربایی زمین - نیروی -

#۱۹٬۳۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۲

tangle

درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن

۳

geomagnetism

نیروى آهن ربایى زمین، نیروى جاذبه زمین