فرهنگ آریان‌پور

موجودی

#۱۹۳٬۱۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن

۲

store

انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن

۳

supply

فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن

۴

inventory

دفتر دارایى، فهرست اموال، سیاهه، صورت کالا، موجودى، صورت موجودى

۵

kitty

بچه گربه، پیشى، دختر جوان، زن سبک و جلف

۶

equity

قاعده انصاف، انصاف بى غرضى، تساوى حقوق

۷

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن

۸

bankroll

پشتوانه، سرمایه بانک