واژههای فارسی←موجود در داخل چیزیفرهنگ آریانپورموجود در داخل چیزی#۱۹۳٬۱۲۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱built inتوکار، جزو ساختمان، غیر قابل انتقال، موجود در داخل چیزىواژههای نزدیک در الفباموبه مو در حافظهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیز کردن ارد و غلاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر