فرهنگ آریانپور
موجدار کردن
#۱۹۳٬۰۷۸
ruffle
موجدار کردن (مثل باد بر آب)، بر هم زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم
crisp
مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته
crimp
چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول
sinuate
(در مورد برگ) داراى حاشیه موجى، موجى، موجدار، کنگره کنگره، موجدار کردن
corrugate
چین دادن، موجدار کردن، راه راه کردن