واژههای فارسی←موجب ترشح - عامل -فرهنگ آریانپورموجب ترشح - عامل -#۱۹۲٬۹۹۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱liquefacientآبگونگر، گدازنده، مایع کننده، (پزشکى) عامل موجب ترشح، ترشح کننده، مایع ترشح کنندهواژههای نزدیک در الفباموبه مو در حافظهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیز کردن ارد و غلاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر