فرهنگ آریان‌پور

موج وار حرکت‌ کردن

#۱۹۲٬۹۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

surge

موج بلند، موج غلتان، موج خروشان، جریان سریع و غیر عادى، برق موجى از هوا، تشکیل موج دادن، موجدار بودن، خروشان بودن، موج زدن

۲

billow

موج بزرگ آب، خیزآب، موج زدن (از آب یا جمعیت یا ابر)، به صورت موج درآمدن

۳

undulate

موج دار کردن، تموج داشتن، موجدار بودن، نوسان داشتن

۴

fluctuate

نوسان داشتن، روى امواج بالا و پایین رفتن، ثابت نبودن، موج زدن، بى ثبات بودن، با و پایین رفتن، نوسان کردن