واژههای فارسی←موج ناگهانیفرهنگ آریانپورموج ناگهانی#۱۹۲٬۹۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱rashتند، عجول، بى پروا، بى احتیاط، محل خارش یا تحریک روى پوست، جوش، دانهواژههای نزدیک در الفباموبه مو در حافظهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیز کردن ارد و غلاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر