فرهنگ آریانپور
موج غلتان
#۱۹۲٬۹۵۰
surf
خیزاب دریاکنار
swell
(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى
comber
ماشین شانه زنى، کارگر شانه زنى، ماشین پنبه زنى