فرهنگ آریان‌پور

موج‌ غلتان

#۱۹۲٬۹۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

surf

خیزاب دریاکنار

۲

swell

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى

۳

comber

ماشین شانه زنى، کارگر شانه زنى، ماشین پنبه زنى