فرهنگ آریان‌پور

موج زدن

#۱۹۲٬۹۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wave

موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن

۲

gurge

(eddy , surge =) ـ گرداب کوچک، چرخ زدن، جریان مخالف، موج غلتان، موج خروشان، جریان سریع و غیر عادى، برق موجى از هوا، تشکیل موج دادن، موجدار بودن، خروشان بودن، موج زدن

۳

surge

موج بلند، موج غلتان، موج خروشان، جریان سریع و غیر عادى، برق موجى از هوا، تشکیل موج دادن، موجدار بودن، خروشان بودن، موج زدن

۴

billow

موج بزرگ آب، خیزآب، موج زدن (از آب یا جمعیت یا ابر)، به صورت موج درآمدن

۵

shimmer

سوسو زدن، روشن و خاموش شدن، روشنایى لرزان داشتن، داراى تصویر یا شکل لرزان و مرتعش بودن، تموج داشتن، موج زدن

۶

fluctuate

نوسان داشتن، روى امواج بالا و پایین رفتن، ثابت نبودن، موج زدن، بى ثبات بودن، با و پایین رفتن، نوسان کردن

۷

purl

مشروب مالت، آبجو داراى ادویه معطر، گلابتون، زرى، کوک برجسته و قلابى، حاشیه، حلقه دود یا بخار، صداى شرشر، زمزمه آب، مثل فرفره چرخیدن، واژگون شدن، زردوزى کردن، با شرشر جارى شدن، حلقه حلقه شدن

۸

stream

مسیل، نهر، جریان، رود، جوى، جماعت، جارى شدن، ساطع کردن، به طور کامل افراشتن (پرچم) ـ