واژههای فارسی←موج را تعدیل کردن با تپ الکترومغناطیسفرهنگ آریانپورموج را تعدیل کردن با تپ الکترومغناطیس#۱۹۲٬۹۳۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱pulseتپش، ضربان، نبض، جهند زدن، تپیدنواژههای نزدیک در الفباموبه مو در حافظهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیز کردن ارد و غلاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر