فرهنگ آریانپور
موج دار شدن
#۱۹۲٬۹۲۸
ripple
موج دار شدن، داراى سطح ناهموار، به طور موجى حرکت کردن، مانند آب مواج شدن
squiggle
در دهان قرقره کردن، لولیدن، موج دار شدن
fret
اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن
undulate
موج دار کردن، تموج داشتن، موجدار بودن، نوسان داشتن