فرهنگ آریان‌پور

موثر بودن

#۱۹۲٬۸۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

adequate

کافى، تکافو کننده، مناسب، لایق، صلاحیت دار، بسنده، مساوى، رسا، متساوى بودن، موثر بودن، شایسته بودن مساوى ساختن

۲

effects

اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول effect

۳

operate

عمل کردن، به کار انداختن، بهره بردارى کردن، به فعالیت واداشتن، گرداندن، اداره کردن، راه انداختن، دایر بودن، عمل جراحى کردن

۴

exercise

ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن