فرهنگ آریان‌پور

موثر

#۱۹۲٬۸۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

drastic

موثر، قوى، جدى، عنیف، کارى، شدید

۲

operant

موثر، عامل، کار کننده، فعالیت کننده

۳

affective

موثر، محرک، نفسانى

۴

effective

موثر، کارگر، کارى، عامل موثر، قابل اجرا

۵

impressive

موثر، برانگیزنده، برانگیزنده احساسات، گیرا

۶

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر

۷

fruity

میوه مانند، میوه اى، انگور مزه، موثر، جاذب

۸

moving

جنبنده، متحرک، موثر، تکان دهنده

۹

forcible

قوى، موثر، شدید، اجبارى

۱۰

effectual

انجام شدنى، موثر

۱۱

efficient

بهره ور، موثر، کارآمد، با کفایت، کارا

۱۲

operative

عملى، کارگر، موثر، عامل، عمل کننده، قابل استفاده، دایر واژه هاى شامل

۱۳

operational

قابل استفاده، موثر، دایر

۱۴

potent

قوى، پرزور، نیرومند عامیانه‌ punchy