فرهنگ آریانپور
موثر
#۱۹۲٬۸۶۳
drastic
موثر، قوى، جدى، عنیف، کارى، شدید
operant
موثر، عامل، کار کننده، فعالیت کننده
affective
موثر، محرک، نفسانى
effective
موثر، کارگر، کارى، عامل موثر، قابل اجرا
impressive
موثر، برانگیزنده، برانگیزنده احساسات، گیرا
live
زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر
fruity
میوه مانند، میوه اى، انگور مزه، موثر، جاذب
moving
جنبنده، متحرک، موثر، تکان دهنده
forcible
قوى، موثر، شدید، اجبارى
effectual
انجام شدنى، موثر
efficient
بهره ور، موثر، کارآمد، با کفایت، کارا
operative
عملى، کارگر، موثر، عامل، عمل کننده، قابل استفاده، دایر واژه هاى شامل
operational
قابل استفاده، موثر، دایر
potent
قوى، پرزور، نیرومند عامیانه punchy