فرهنگ آریان‌پور

موت

#۱۹۲٬۷۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

death

مرگ، درگذشت، فوت

۲

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن grave necro

۳

quietus

رهایى، خلاصى، تبرئه، پاکى، برائت، مفاصا