فرهنگ آریان‌پور

موافق بودن

#۱۹۲٬۷۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

string along

موافق بودن، وفق داشتن، معوق گذاردن

۲

adapt

وفق دادن، اقتباس کردن، سازگار کردن، موافق بودن، جور کردن، درست کردن، تعدیل کردن

۳

agree

خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن

۴

go along

همراه رفتن، همراهى کردن، (مجازى) موافق بودن

۵

favor

(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۶

comport

سازش کردن، جور بودن، تحمل کردن، در بر داشتن، حامل بودن، رفتار

۷

sympathize

همدردى یا همفکرى کردن، جانبدارى کردن