فرهنگ آریانپور
موافق
#۱۹۲٬۷۳۸
amicable
موافق، دوست، دوستانه
according
موافق، مطابق، بر وفق
congruent
موافق، متجانس
concordant
موافق، جور، هم آهنگ، هم نوا، متوازن، موزون
pro
به نفع، طرفدار (کلمه مقابل con است)، جنبه مثبت، له، موافق، حرفه اى، براى، بخاطر
attune
هم آهنگ کردن، هم کوک کردن، (مج) وفق دادن، مناسبت، موافق
adapted
تطبیق شده، موافق، مناسب، جرح و تعدیل شده
friendly
دوستانه، مساعد، مهربان، موافق، تعاونى
accordant
جور، مطابق، موافق
comkpliant
مهربان، خوشخو، موافق، اجابت کننده
compatible
سازگار، موافق، دمساز، جور، همساز
favourable
مساعد، موافق، سازگار، همراه، امیدبخش، خوب، مطلوب، خجسته، درخور
harmonious
خوش آهنگ، خوش صدا، موزون، موافق
respondent
مطابق، موافق، جوابگو، واکنش دار
sympathetic
همدرد، دلسوز، شفیق، غمخوار، موافق
agreeable
سازگار، دلپذیر، مطبوع، بشاش، ملایم، حاضر، مایل
acquiescent
خشنود، راضى، ساکت، راضى شونده