فرهنگ آریان‌پور

موافق

#۱۹۲٬۷۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

amicable

موافق، دوست، دوستانه

۲

according

موافق، مطابق، بر وفق

۳

congruent

موافق، متجانس

۴

concordant

موافق، جور، هم آهنگ، هم نوا، متوازن، موزون

۵

pro

به نفع، طرفدار (کلمه مقابل con است)، جنبه مثبت، له، موافق، حرفه اى، براى، بخاطر

۶

attune

هم آهنگ کردن، هم کوک کردن، (مج) وفق دادن، مناسبت، موافق

۷

adapted

تطبیق شده، موافق، مناسب، جرح و تعدیل شده

۸

friendly

دوستانه، مساعد، مهربان، موافق، تعاونى

۹

accordant

جور، مطابق، موافق

۱۰

comkpliant

مهربان، خوشخو، موافق، اجابت کننده

۱۱

compatible

سازگار، موافق، دمساز، جور، همساز

۱۲

favourable

مساعد، موافق، سازگار، همراه، امیدبخش، خوب، مطلوب، خجسته، درخور

۱۳

harmonious

خوش آهنگ، خوش صدا، موزون، موافق

۱۴

respondent

مطابق، موافق، جوابگو، واکنش دار

۱۵

sympathetic

همدرد، دلسوز، شفیق، غمخوار، موافق

۱۶

agreeable

سازگار، دلپذیر، مطبوع، بشاش، ملایم، حاضر، مایل

۱۷

acquiescent

خشنود، راضى، ساکت، راضى شونده