فرهنگ آریانپور
مواجه شدن با
#۱۹۲٬۵۹۳
nose
بینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن با
envisage
رو به رو شدن، مواجه شدن با، در نظر داشتن، انتظار داشتن، درذهن مجسم کردن
encounter
رویارویى، رویاروى شدن، برخورد، رو به رو شدن، مواجه شدن با، مصادف شدن با، دست به گریبان شدن با، مواجهه، تصادف
meet
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى