فرهنگ آریان‌پور

مواجه شدن با

#۱۹۲٬۵۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

nose

بینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن با

۲

envisage

رو به رو شدن، مواجه شدن با، در نظر داشتن، انتظار داشتن، درذهن مجسم کردن

۳

encounter

رویارویى، رویاروى شدن، برخورد، رو به رو شدن، مواجه شدن با، مصادف شدن با، دست به گریبان شدن با، مواجهه، تصادف

۴

meet

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى