فرهنگ آریان‌پور

مواج

#۱۹۲٬۵۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

billowy

مواج، موج مانند، باد کرده

۲

vibratile

قابل لرزش و ارتعاش، جنبنده، قابل اهتزاز، مرتعش، مواج، لرزنده

۳

undulatory

موجى، مواج

۴

wavy

پرچین و شکن، پرموج، پر تلاطم، جنبش به عقب و جلو، متموج

۵

floating

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن float

۶

undulant

موج دار، داراى عوارض پست و بلند