فرهنگ آریان‌پور

اهمیت - بی -

#۱۹٬۲۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

nobody

هیچ کس، هیچ فرد، آدم بى اهمیت، آدم گمنام

۲

trifler

بى اهمیت، جزیى

۳

piddling

کار بیهوده کردن، وقت گذراندن، به ناز چیز خوردن، با خوراک بازى کردن، (زبان بچه) جیش کردن

۴

unmeaning

بى معنى، پوچ، چرند، جفتک، نامفهوم، بى اهمیت، بى هوش، بى عقل، ساده، احمق، کم عمق

۵

immaterial

غیر مادى، مجرد، معنوى، جزیى، بى اهمیت، ناچیز

۶

negligible

ناچیز، جزیى، بى اهمیت، قابل فراموشى

۷

unimportant

بى اهمیت، غیرمهم

۸

inconsiderable

ناچیز، جزیى، بى اهمیت، خرد، ناقابل

۹

snippersnapper

(whippersnapper =) ـ آدم بى اهمیت، خرد

۱۰

whippersnapper

آدم بى اهمیت، خود فروش

۱۱

inconsequential

ناپى آیند، غیر منطقى، نامربوط، بى اهمیت، ناچیز

۱۲

two bit

به ارزش 25 سنت، جزیى، بى اهمیت

۱۳

small time

ناچیز، بى اهمیت

۱۴

small timer

آدم بى اهمیت