فرهنگ آریان‌پور

مهیا کردن

#۱۹۲٬۵۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ready

آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده

۲

prime

اول، عمده، نخست، زبده، درجه یک، آغاز، بهار جوانى، کمال، بهترین قسمت، نخستین، اولیه، اصلى، برجسته، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کارى کردن، قبلا تعلیم دادن، آماده کردن، مجهز ساختن، تحریک کردن

۳

prepare

آماده کردن، تدارک دیدن، پستا کردن، مهیا ساختن، مجهز کردن، آماده شدن، ساختن