فرهنگ آریان‌پور

مهندی

#۱۹۲٬۵۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

import

وارد کردن، به کشور آوردن، اظهار کردن، دخل داشتن به، تاثیر کردن در، با پیروزى به دست آمدن، تسخیر کردن، اهمیت داشتن، کالاى رسیده، کالاى وارده، (در جمع) واردات

۲

moment

لحظه، دم، آن، هنگام، زمان، اهمیت

۳

weight

نزن، سنگینى، سنگ وزنه، چیز سنگین، سنگین کردن، بار کردن، وزن، وزنه اهمیت

۴

significance

اهمیت، معنى، مقصود، مفاد، مفهوم، قدر