فرهنگ آریان‌پور

مهندس

#۱۹۲٬۴۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

engineer

مهندس، مهندسى کردن، اداره کردن، طرح کردن و ساختن

۲

bachelor

بدون عیال، عزب، مجرد، مرد بى زن، زن بى شوهر، مرد یا زنى که به گرفتن اولین درجه ى علمى دانشگاه نائل مى شود، لیسانسیه، مهندس، باشلیه، دانشیاب