فرهنگ آریان‌پور

مهند

#۱۹۲٬۴۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

key

جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن

۲

staple

رزه، ستون، تیر، عمود، چهارپایه تخت، گیره کاغذ، بست آهنى، کالاى اصلى بازار مصنوعات مهم و اصلى یک محل، جزء اصلى هر چیزى، قلم اصلى، فقره اصلى، طبقه بندى یا جور کردن، مواد خام

۳

weighty

سنگین، و زین، موثر، سنجیده، با نفوذ، پربار

۴

eventful

پرحادثه، کذایى

۵

significant

پر معنى، مهم، قابل توجه، حاکى از، عمده، معنى دار