فرهنگ آریان‌پور

مهمل

#۱۹۲٬۴۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

trashy

مهمل، بیهوده، چرند، مزخرف، جفنگ

۲

bosh

حرف توخالى، مهمل، حقه بازى، (زبان عامیانه) چرند

۳

trash

آشغال، مهمل، خاکروبه، زوائد گیاهان، به صورت آشغال در آوردن

۴

piffle

چرند، ناچیز، من من کردن، حرف بیهوده زدن، مهمل گویى

۵

havers

(اسکاتلند) مهمل، بیهوده، چرند، مزخرف

۶

waggish

شوخ و شنگ، شوخ، بذله گو، خنده دار، مهمل، الواط

۷

nonsense

یاوه، مهمل، مزخرف، حرف پوچ، بى معنى، خارج از منطق

۸

rubbishy

پر آشغال یا کثافت، مهمل، چرند، جفنگ

۹

flapdoodle

مزخرف، مهمل، جو

۱۰

preposterous

نامعقول، غیر طبیعى، مهمل، مضحک

۱۱

do nothing

بیکاره، مهمل، تنبل

۱۲

hocus pocus

تردستى، حقه بازى، ورود حقه بازى، چیز بى معنى، مهمل، چیز گمراه کننده، معضل

۱۳

fiddle faddle

مزخرف، مهمل

۱۴

baloney

(bologna =) ـ مزخرف، چرند، نوعى کالباس

۱۵

bromide

(شیمى) برمور، نمک آلى یا معدنى اسید هیدروبرمیک، اظهار یا بیان مبتذل bromidic