فرهنگ آریان‌پور

مهمانی

#۱۹۲٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

banquet

مهمانى، ضیافت، مهمان کردن، سور، بزم

۲

foy

سورى که بخاطر مسافرت مى دهند، مهمانى

۳

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن

۴

dinner

ناهار (یعنى غذاى عمده روز که بعضى اشخاص هنگام ظهر و بعضى شب مى خورند)، شام، مهمانى

۵

regale

خوراک لذیذ، مهمانى، سور دادن

۶

reception

پذیرایى، مهمانى، پذیرش، قبول، برخورد، دریافت

۷

bake

پختن، طبخ کردن

۸

treat

رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش

۹

entertainment

پذیرایى، سرگرمى