فرهنگ آریانپور
اتلاف
#۱٬۹۲۴
dissipation
اتلاف، اسراف، پراکندگى، عیاشى
loss
باخت، زیان، ضرر، خسارت، گمراهى، فقدان، اتلاف (در جمع) تلفات، ضایعات، خسارات، اتلاف، تلفات
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف
wastage
تفریط کارى، کاهش، ضایعات، تضییع، اتلاف
wreckage
لاشه هواپیما یا ماشین و غیره، خرابى، اتلاف
destruction
خرابى، ویرانى، تخریب، اتلاف، انهدام، تباهى