فرهنگ آریانپور
اهلی شده
#۱۹٬۲۳۴
naturalized
اهلى شده، داخل زبان دیگر شده، دخیل، تابعیت یافته، قبول تابعیت
broken
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break
#۱۹٬۲۳۴
اهلى شده، داخل زبان دیگر شده، دخیل، تابعیت یافته، قبول تابعیت
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break