فرهنگ آریان‌پور

اهلی شده

#۱۹٬۲۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

naturalized

اهلى شده، داخل زبان دیگر شده، دخیل، تابعیت یافته، قبول تابعیت

۲

broken

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break