فرهنگ آریانپور
مهلت
#۱۹۲٬۳۲۲
usance
مهلت، مدت، سررسید، عرف، ربح پول، سود سرمایه
respite
مهلت، فرجه، امان، استراحت، تمدید مدت، رخصت، فرجه دادن
break
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى
space
فضا، وسعت، مساحت، جا، فاصله، مهلت، فرصت، مدت معین، زمان کوتاه، دوره، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن
leeway
یک ور شدگى کشتى در اثر باد، حرکت یک ورى، انحراف، (مجازى) مهلت، عقب افتادگى، راه گریز
vacation
تعطیل، بیکارى، مرخصى، مهلت، آسودگى، مرخصى گرفتن، به تعطیل رفتن
time out
ساعت غیبت کارگر، وقفه، فاصله، ایست، (در ورزش) تایم، مهلت
deadline
ضرب العجل، فرجه