فرهنگ آریان‌پور

مهلت

#۱۹۲٬۳۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

usance

مهلت، مدت، سررسید، عرف، ربح پول، سود سرمایه

۲

respite

مهلت، فرجه، امان، استراحت، تمدید مدت، رخصت، فرجه دادن

۳

break

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى

۴

space

فضا، وسعت، مساحت، جا، فاصله، مهلت، فرصت، مدت معین، زمان کوتاه، دوره، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن

۵

leeway

یک ور شدگى کشتى در اثر باد، حرکت یک ورى، انحراف، (مجازى) مهلت، عقب افتادگى، راه گریز

۶

vacation

تعطیل، بیکارى، مرخصى، مهلت، آسودگى، مرخصى گرفتن، به تعطیل رفتن

۷

time out

ساعت غیبت کارگر، وقفه، فاصله، ایست، (در ورزش) تایم، مهلت

۸

deadline

ضرب العجل، فرجه