فرهنگ آریان‌پور

مهره

#۱۹۲٬۲۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

nut

مهره، جوز، چرخ دنده ساعت، آجیل، آجیل گرد آوردن، دیوانه، خل nut کالبدشناسی‌

۲

man

مرد، انسان، شخص، بر، نوکر، مستخدم، اداره کردن، گرداندن (امور)، شوهر، مهره شطرنج، مردى man بولینگ‌

۳

die

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه

۴

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده

۵

piece

تکه، قطعه، پارچه، فقره، عدد، سکه، نمونه، قطعه ادبى یا موسیقى، نمایشنامه قسمت، بخش، یک تکه کردن، وصله کردن، ترکیب کردن، جور شدن، قدرى، کمى، اسلحه گرم، دانه، مهره

۶

vertebra

(vertebral، vertebrate) استوى، مهره، فقره، (کالبد شکافى) استخوان هاى مهره، بندها شطرنج‌ و چکرز

۷

vertebral

(vertebra، vertebrate) استوى، مهره، فقره، (کالبد شکافى) استخوان هاى مهره، بندها

۸

vertebrate

(vertebral، vertebra) استوى، مهره، فقره، (کالبد شکافى) استخوان هاى مهره، بندها

۹

pin

سنجاق، پایه سنجاقى، میخ کوچک ساعت، محور کوچکى که چیزى دور آن بگردد، دستگیره در، گیره، گیره سر، گیره کاغذ، گیره لباس، (در بولینگ) میله چوبى، سنجاق زدن به، باسنجاق محکم کردن، متصل کردن به، گیر افتادن

۱۰

ball

گلوله، گوى، توپ بازى، مجلس رقص، رقص، ایام خوش، گلوله کردن، گرهک