فرهنگ آریانپور
مهر زدن
#۱۹۲٬۱۹۹
imprint
مهر زدن، نشاندن، گذاردن، زدن، منقوش کردن
seal
(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن
frank
رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن
stamp
مهر (mohr)، نشان، نقش، باسمه، چاپ، تمبر، پست، جنس، نوع، پابزمین کوبیدن، مهر زدن، نشان دار کردن، کلیشه زدن، نقش بستن، منقوش کردن، منگنه کردن، تمبر زدن، تمبر پست الصاق کردن stamp type_
impress
تحت تاثیر قرار دادن، باقى گذاردن، نشان گذاردن، تاثیر کردن بر، مهر زدن مهر، نشان، اثر، نقش، طبع
impressment
سخره، مصادره، به کار اجبارى گمارى، اعمال زور، اثر گذارى، مهر زدن، جدیت، حرارت