فرهنگ آریان‌پور

مهذب

#۱۹۲٬۱۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

refined

مهذب، پالوده

۲

chaste

عفیف، پاکدامن، خالص و مهذب

۳

politic

دیپلوماسى، آراسته، مهذب، با سیاست، سیاس، سیاسى، نماینده سیاسى، زندانى سیاسى

۴

cultured

پرورده، تربیت شده، مهذب، تحصیل کرده

۵

polished

پرداخته، جلا داده، صیقلى، زدوده، مهذب، آراسته، متمدن

۶

reformed

تصحیح شده، تعمیر شده، ارشاد شده، مهذب

۷

polite

با ادب، با نزاکت، مبادى آداب

۸

finished

به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار

۹

accomplished

انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن