فرهنگ آریانپور
مهذب
#۱۹۲٬۱۸۲
refined
مهذب، پالوده
chaste
عفیف، پاکدامن، خالص و مهذب
politic
دیپلوماسى، آراسته، مهذب، با سیاست، سیاس، سیاسى، نماینده سیاسى، زندانى سیاسى
cultured
پرورده، تربیت شده، مهذب، تحصیل کرده
polished
پرداخته، جلا داده، صیقلى، زدوده، مهذب، آراسته، متمدن
reformed
تصحیح شده، تعمیر شده، ارشاد شده، مهذب
polite
با ادب، با نزاکت، مبادى آداب
finished
به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار
accomplished
انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن