فرهنگ آریان‌پور

مهتاب

#۱۹۲٬۱۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

moon

ماه، مهتاب، سرگردان بودن، آواره بودن، ماه زده شدن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن

۲

moonlight

نور مهتاب، مهتاب، مشروبات، به طور قاچاقى کار کردن