واژههای فارسی←مهارت انجام دادن بافرهنگ آریانپورمهارت انجام دادن با#۱۹۲٬۱۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱manipulateبا دست عمل کردن، با استادى درست کردن، با مهارت انجام دادن، اداره کردن، دستکارى کردنواژههای نزدیک در الفبامهار نشدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمهار نشدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمهار نکردنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمهار یا پوزه بند مخصوص رام کردن اسبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمهار یا محدود کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمهاراجهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر