مهار
#۱۹۲٬۰۹۵
stay
ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه
frenum
(جانور شناسى) بند، چین غشایى، لگام، مهار
halter
افسار، تسمه، افسار کردن، پالهنگ، مهار، (وزنه بردارى) هالتر، طناب چوبه دار
bearing rein
(checkrein =) ـ مهار
bit
ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته
curb
زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن
hold
(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى
reins
کلیه ها، محل کلیه در بدن، (مجازى) کمر restraint
anchor
لنگر، لنگر کشتى لنگر انداختن، (مجازى) محکم شدن، با لنگر بستن یا نگاه داشتن
bridle
افسار، عنان، قید، دهه کردن، (مجازى) جلوگیرى کردن از، رام کردن، کنترل کردن
collar
یقه، یخه، گریبان، گردن بند
regulation
تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون