فرهنگ آریان‌پور

مهار

#۱۹۲٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۲

frenum

(جانور شناسى) بند، چین غشایى، لگام، مهار

۳

halter

افسار، تسمه، افسار کردن، پالهنگ، مهار، (وزنه بردارى) هالتر، طناب چوبه دار

۴

bearing rein

(checkrein =) ـ مهار

۵

bit

ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته

۶

curb

زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن

۷

hold

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى

۸

reins

کلیه ها، محل کلیه در بدن، (مجازى) کمر restraint

۹

anchor

لنگر، لنگر کشتى لنگر انداختن، (مجازى) محکم شدن، با لنگر بستن یا نگاه داشتن

۱۰

bridle

افسار، عنان، قید، دهه کردن، (مجازى) جلوگیرى کردن از، رام کردن، کنترل کردن

۱۱

collar

یقه، یخه، گریبان، گردن بند

۱۲

regulation

تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون