فرهنگ آریان‌پور

مه‌ گرفته شدن

#۱۹۲٬۰۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fog

مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن

۲

haze

مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن