فرهنگ آریان‌پور

منوط‌ کردن

#۱۹۱٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

premise

قضیه ثابت یا اثبات شده، بنیاد و اساس بحث، صغرى و کبرى قیاس منطقى، فرض قبلى، فرضیه مقدم، فرض منطقى کردن

۲

stipulate

میثاق بستن، پیمان بستن، تصریح کردن، قید کردن، قرار گذاشتن