فرهنگ آریان‌پور

منوط بودن

#۱۹۱٬۹۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

depend

وابسته بودن، مربوط بودن، منوط بودن، موکول بودن، توکل کردن

۲

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن