فرهنگ آریان‌پور

منهدم‌ کردن

#۱۹۱٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

raze

ویران کردن، محو کردن، تراشیدن

۲

rout

با پوزه کاویدن، جمع، گروه، بى نظمى و اغتشاش، به طور آشفته گریزاندن، کاملاً شکست دادن، تار و مار کردن

۳

level

سطح، میزان، تراز، هموار، تراز کردن، آلت ترازگیرى، سطح برابر، هم تراز، هم پایه، یک نواخت، یک دست، موزون، هدف گیرى، ترازسازى، مسطح کردن یاشدن، نشانه گرفتن

۴

destroy

خراب کردن، ویران کردن، نابود ساختن، تباه کردن

۵

annihilate

نابود کردن، از بین بردن، خنثى نمودن